کفشش را عمدا روی پله های راهرو قصر جا گذاشت. یک هفته گذشت اما هیچ خبری از مامور شاهزاده نشد.xa0سیندرلاکه ازدواج با شاهزاده، مایوس شده بود ، در خانه تمام پسران محل یک لنگه کفش جا گذاشت ، ولی......